ایمانِ بی عشق اسارت در دیگران است و عشقِ بی ایمان اسارت در خود.

ایمانِ بی عشق تعصبی کور است و عشقِ بی ایمان کوری متعصب!
عشقِ بی ایمان های و هوایی است برای هیچ و عطشی است به سوی سراب و شتاب دیوانه واری است به سوی فریب و دروغی است که آن را نمیشناسی مگر به آن برسی و چون به آن برسی و چون به آن رسیدی همچون سایه ای موهوم محو می گردد و جز خاکستر یاس و بیزاری و نفرت بر جا نمی ماند.

عشقِ بی ایمان تا هنگامی هست که معشوق نیست و چون هست شد نیست میگردد.این عشق با وصال پایان میگیرد و آن عشق با وصال آغاز ...



د.علی شریعتی



_

گمونم نمی تونی حتی خودت جای خالیتو تو دلم پُر کنی ...!

م.ب